تبليغاتX
<CLOOB LOVEܓܓܨgame overܓ♀ܨܓܨ ❤ д /\/\ i /\/ ❤ ->
 

 


                     love = alone               

 




 

درد و دل

آثار بجا مانده از يك عاشق :

نويسنده :

دوستان

موضوعات :

آمار وبلاگ :
طراح قالب:

لوگوي دوستان

كد جاوا :
 
عشق از دیدگاه متولدین ۱۲ ماه سال

 متولدین فروردین ماه :
به سوی من بیا
تاتو را حس کنم
و دنیا خواهد دید
داستان عشقی سوزان را
که شعله اش در قلب من خواهى بود

به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر میکند.
قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه :
عشق را در چشمان من بنگر
چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس کن
به صدای نفس های من گوش کن
و بشنو
ترانه ی عشق را

عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پرشهامت.
موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.

 

متولدین خرداد ماه :
با من به رویا بیا به
رویای عشق
بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم
بیا تا در ژرف ترین
اقیانوس شنا کنیم
بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم
بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانهاست.

متولدین تیر ماه :
بهشت هیچ است
دربرابر گام برداشتن در کنار تو
در شبی زیبا
زیر نور ماه

دلی نازک و پرز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

متولدین مرداد ماه :
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است
و گل های سرخ عطری ندارند
و ستارگان دیگر نمیخوانند
آن گاه که
چشم می گشایم و می بینم
با تو نیستم

عاشق پیشه است وبی عشق زندگی نمی کند.

متولدین شهریور ماه :
شاید به نظر برسد که عاشق نیستم
شاید به نظر برسد که نمی توانم عاشق باشم
شاید به نظر
برسى که حتی نمی خواهم عاشق باشم
ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو
که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت

عشق او شعله ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

متولدین مهر ماه :
با پر
شورترین گفتارهای عاشقانه
با ماجراهای عاشقانه ای که خواهیم داشت
با فداکاری هایم درراه عشق به تو
خواهی دید که
چگونه دوستت دارم

در امور عشقی ورزیده است وزندگی اش پر ز ماجراهای عاشقانه است .. . .
زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیزبه اثبات می رساند.

متولدین آبان ماه :
در
التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم
که به سوی من می آیی
و
عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو رادر کنار خود حس کنم
دوستت دارم

هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است ودر عشق صادق است.

متولدین آذر ماه :
نجوایی از سوی تو
نگاهی کوتاه از تو
لبخندی شیرین بر لبان زیبایت
و من خود را غرق در عشق می یافتم

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدین دی ماه :
روزها ماه ها و سال هامی گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من
که بیش از پیش
عاشق گشته ام

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

متولدین بهمن ماه :
می خواهم آزاد زندگی کنم
بسان پرندگان مهاجر
ولی قفسی ساخته از عشق تو
جایی است که
همواره روبه آن خواهم داشت

عشق خود را دیر ابراز می کنى و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدین اسفند ماه :
من آنی نیستم
که بی عشق زندگی را سر کنم
آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم
و چشمانم را میگشایم
و عشق رویایی ام را در تو می بینم

در عشق بی نظیر است.جذاب و پرنشاط است.احساساتی و رویایی است

ممنون از نظراتون امین *


نويسنده: امین ×only مورخ: چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 در ساعت: 11:5 بعد از ظهر
      |+|
جملات عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی
A heart that loves is always young.
قلبی که عشق می ورزد همیشه جوان است
Greek Proverb

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
The hardest thing to do is watch the one you love, love someone else.
سخت ترین چیز این است که ببینی کسی را که دوست داری عاشق فرد دیگری است
Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
We were given: Two hands to hold. To legs to walk. Two eyes to see. Two ears to listen. But why only one heart? Because the other was given to someone else. For us to find.
به ما دو دست داده شده است برای نگهداشتن. دو پا برای راه رفتن. دو گوش برای شنیدن. اما چرا تنها یک قلب؟ چون قلب دیگر به فرد دیگری داده شده است که ما باید پیدا کنیم
Unknown

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

If you love me, let me know. If not, please gently let me go.
اگر دوستم داری بهم بگو و گرنه بزار برم
Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Give her two red roses, each with a note. The first note says For the woman I love and the second, For my best friend.
به او دو گل رز بده رو هر گل هم نوشته ای بزار. رو اولین نوشته بنویس به زنی که عاشقشم و روی دومی بنویس به بهترین دوستم
Anonymous

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Pleasure of love lasts but a moment, Pain of love lasts a lifetime.
لذت عشق لحظه ای طول می کشد اما غم و رنج آن یک عمر
Bette Davis

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I get the best feeling in the world when you say hi or even smile at me because I know, even if its just for a second, that I’ve crossed your mind.
بهترین احساس زمانی به من دست می دهد که به من سلام می کنی یا لبخندی میزنی حتی اگر برای ثانیه ایی، چرا که می فهمم یرای لحظه ای به ذهنت خطور کرده ام
UNKNOWN

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

They say loving you gives pains and full of sacrifices But I’ll rather take pains and lots of sacrifices than not to be love by you.
مردم بهم می گن دوست داشتنت درد و رنج ِ فقط و کلی از خود گذشتگی
میخاد، من ترجیح میدم درد بکشم و از خود گذشتگی کنم اما نبینم تو دوستم نداری
Aaron

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Falling in love is awfully simple, but falling out of love is simply awful.
عاشق شدن تا حدودی آسان است اما ترک عشق وحشتناک است
Anonymous


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Absence makes the heart grow fonder
دوری باعث می شود قلب اشتیاق بیشتری پیدا کند
william shakespeare

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

Love is like a war:Easy to begin Hard to end!
عشق همچون جنگ است: آسان شروع می شود سخت تمام می شود
ancient Proverbs


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

I dont know why they call it heartbreak. It feels like every part of my body is broken too.
من نمی دانم چرا می گویند قلب انسان می شکند. گویی تمام وجودم شکسته است
Chloe Woodward

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Love is blind — marriage is the eye-opener.
عشق چشم را می بندد اما ازدواج چشم را باز می کند
Pauline Thomason

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
Anyone can be passionate, but it takes real lovers to be silly.
همه می توانند پر احساس باشند اما فقط عاشقان واقعی حماقت می کندد
Rose Franken

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

The spaces between your fingers were created so that another’s could fill them in.
فاصله بین انگشتان برای این ایجاد شده است که انگشتان فرد دیگری آن فاصله را پر کن

 

 

 

 

هميشه در قلب مني دوست گرامي

 


نويسنده: امین ×only مورخ: پنجشنبه نهم دی 1389 در ساعت: 11:48 بعد از ظهر
      |+|
گردش فراموش ناشدنی

گردش فراموش ناشدنی! ...

 

یکی از دوستانم به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود.
شب عید هنگامی که پل از اداره اش بیرون آمد متوجه پسر بچه شیطانی شد که دور و بر ماشین نو و براقش قدم می زد و آن را تحسین می کرد
.
پل نزدیک ماشین که رسید پسر پرسید: ” این ماشین مال شماست ، آقا؟

پل سرش را به علامت تائید تکان داد و گفت: برادرم به عنوان عیدی به من داده است
”.
پسر متعجب شد و گفت: “منظورتان این است که برادرتان این ماشین را همین جوری، بدون این که دیناری بابت آن پرداخت کنید، به شما داده است؟ آخ جون، ای کاش
…”
البته پل کاملاً واقف بود که پسر چه آرزویی می خواهد بکند
.
او می خواست آرزو کند که ای کاش او هم یک همچو برادری داشت
.

اما آنچه که پسر گفت سرتا پای وجود پل را به لرزه درآورد: ” ای کاش من هم یک همچین برادری بودم
.”

پل مات و مبهوت به پسر نگاه کرد و سپس با یک انگیزه آنی گفت: “دوست داری با هم تو ماشین یه گشتی بزنیم؟

اوه بله، دوست دارم
.”
تازه راه افتاده بودند که پسر به طرف پل بر گشت و با چشمانی که از خوشحالی برق می زد، گفت: “آقا، می شه خواهش کنم که بری به طرف خونه ما؟

پل لبخند زد
.
او خوب فهمید که پسر چه می خواهد بگوید. او می خواست به همسایگانش نشان دهد که توی چه ماشین بزرگ و شیکی به خانه برگشته است
.
اما پل باز در اشتباه بود ... پسر گفت: ” بی زحمت اونجایی که دو تا پله داره، نگهدارید
.”

پسر از پله ها بالا دوید
.
چیزی نگذشت که پل صدای برگشتن او را شنید، اما او دیگر تند و تیـز بر نمی گشت
.
او برادر کوچک فلج و زمین گیر خود را بر پشت حمل کرده بود
.
سپس او را روی پله پائینی نشاند و به طرف ماشین اشاره کرد
:
اوناهاش، جیمی، می بینی؟ درست همون طوریه که طبقه بالا برات تعریف کردم. برادرش عیدی بهش داده و او دیناری بابت آن پرداخت نکرده. یه روزی من هم یه همچو ماشینی به تو هدیه خواهم داد … اونوقت می تونی برای خودت بگردی و چیزهای قشنگ ویترین مغازه های شب عید رو، همان طوری که همیشه برات شرح می دم، ببینی
.”

پل در حالی که اشکهای گوشه چشمش را پاک می کرد از ماشین پیاده شد و پسربچه را در صندلی جلوی ماشین نشاند
.
برادر بزرگتر، با چشمانی براق و درخشان، کنار او نشست و سه تائی رهسپار گردشی فراموش ناشدنی شدند!


نويسنده: امین ×only مورخ: جمعه بیست و سوم مهر 1389 در ساعت: 12:6 بعد از ظهر
      |+|
×یادو حواسمان باشدّّّّّّ×

یادمان  باشد

به يادمان باشد : لبخندم را توى آيينه جا نگذارم.

به يادمان باشد : آرامش جايي فراتر از ما نيست.

به يادمان باشد : او که زير سايه ي ديگري راه مي رود، خودش سايه اي ندارد.

به يادمان باشد : هر روز بايد تمرين کرد دل کندن از زندگي را.

به يادمان باشد : زخم نيست آنچه درد مي آورد، عفونت است.

به يادمان باشد : در حرکت هميشه افق هاي تازه هست.

به يادمان باشد  : دست به کاري نزنم که نتوانم آنرا براي ديگران تعريف کنم.

به يادمان باشد : آنها که دوستشان مي دارم مي توانند دوستم نداشته باشند.

به يادمان باشد : حرف هاي کهنه از دل کهنه بر مي آيند، يادمان باشد که که دلي نو بخريم.

به يادمان باشد : فرار؛ راه به دخمه اي مي برد براي پنهان شدن نه آزادي.

به يادمان باشد : باور هايم شايد دروغ باشند.

به يادمان باشد: آرزوهاي انجام نيافته دست زندگي را گرفته اند و او را راه مي برند.

به يادمان باشد : لزومي ندارد همانقدر که تو براي من عزيزي، من هم برايت عزيز باشم.

به يادمان باشد : براي ديدن بايد نگاه کرد، نه نگاه !

به يادمان باشد : اندک است تنهايي من در مقايسه با تنهايي خورشيد.

به يادمان باشد : دلخوشي ها هيچکدام ماندگار نيستند.

به يادمان باشد : تا وقتي اوضاع بدتر نشده ! يعني همه چيز رو به راه است.

به يادمان باشد : هوشياري يعني زيستن با لحظه ها.

به يادمان باشد : من تنها نيستم ما يک جمعيتيم که تنهائيم.

به يادمان باشد : براي پاسخ دادن به احمق، بايد احمق بود !

به يادمان باشد : در خسته ترين ثانيه هاي عمر هم هنوز رمقي براي انجام برخي کارهاي کوچک هست!

به يادمان باشد : لازم است گاهي با خودم رو راست تر از اين باشم که هستم.

به يادمان باشد : سهم هيچکس را هيچ کجا نگذاشته اند، هر کسي سهم خودش را مي آفريند.

به يادمان باشد : آن هنگام که از دست دادن عادت مي شود، بدست آوردن هم ديگر آرزو نيست.

به يادمان باشد : پيش ترها چيزهايي برايم مهم بودند که حالا ديگر مهم نيستند.

به يادمان باشد : آنچه امروز برايم مهم است، فردا نخواهد بود.

به يادمان باشد : نيازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ايم.

به يادمان باشد : من از اين به بعد هستم، نه تا به حال.

به يادمان باشد : هرگر به تمامي نااميد نمي شوي اگر تمام اميدت را به چيزي نبسته باشي.

به يادمان باشد : غير قابل تحمل وجود ندارد.

به يادمان باشد : خوبي آنچه که ندارم اينست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود.

به يادمان باشد : با يک نگاه هم ممکن است بشکنند دل هاي نازک.

به يادمان باشد: بجز خاطره اي هيچ نمي ماند.

به يادمان باشد : وظيفه ي من اينست: حمل باري که خودم هستم تا آخر راه.

به يادمان باشد : منتظر ِ تنها يک جرقه است، انبار مهمات.

به يادمان باشد : کار رهگذر عبور است، گاهي بر مي گردد، گاهي نه.

به يادمان باشد : در هر يقيني مي توان شک کرد و اين تکاپوي خرد است.

به يادمان باشد : هميشه چند قدم آخر است که سخت ترين قسمت راه است.

به يادمان باشد : اميد، خوشبختانه از دست دادني نيست.

به يادمان باشد : به جستجوى راه باشم، نه همراه.

به يادمان باشد : هوشياري يعني زيستن با لحظه ها.

به يادمان باشد : گاهي مجبور است براي راحت کردن خيال ديگران خودش را خوشحال نشان بدهد.

به يادمان باشد : محبتي که به ديگري مي کنم ارضاي نياز به نمايش گذاشتن مهر خودم نباشد.

به يادمان باشد : با يک ايميل در مورد کسي قضاوت نکنيم! حتي اگر با اون ايميل مخالف بوديم!

به يادمان باشد که ... خاطرمان تنها نماند ...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

انسان ها به شیوه ی هندیان بر سطح زمین راه  می روند.

با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت.

در سبد جلو ,صفات نیک خود را می  گذاریم .در سبد پشتی ,عیبهای خود را

نگه می داریم . به همین دلیل در طول روزهای زندگی خود ,چشمان خود را بر

صفات نیک خود می دوزیم وفشارها را درسینه مان  حبس می کنیم . در همین

زمان بیرحمانه , در پشت سر همسفرمان که پیش روی ما حرکت میکند,تمامی عیوب او را می بینیم .

بدین گونه است که در باره ی خود بهتر از او داوری می کنیم ,بی آنکه

بدانیم کسی که پشت سر ما راه می رود

به ما با همین شیوه می اندیشد.
                                                                                                 "پائولو کوئیلو"

 


نويسنده: امین ×only مورخ: پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 در ساعت: 12:12 بعد از ظهر
      |+|
game over
و قصه همیشه اخرش زیبا تموم میشه و این جمله خیلی کوتاه به ذهنم میاد که میگه: هیچکسی دوبار زندگی نکرده من هم نمیخوام دوبار زندگی کنم

و در اخر هم این جمله قشنگ رو میگم که:

مرا به یاد خواهی آورد:

آنچنان که باران غبار را از سنگ قبر کهنه ای می شوید،

تا نام فراموش شده ای بدرخشد

از پس این سالها:

مرا به یاد خواهی آورد......

Image Hosting


نويسنده: امین ×only مورخ: چهارشنبه یکم مهر 1388 در ساعت: 1:54 قبل از ظهر
      |+|
اي دوست دلم چرکين است

 همچو مرغي که به زير پر خود
برده در گوشه باغي سر خود
مي کشد از سر حسرت آهي
مرغ بيچاره ز دل گه گاهي
گاه گاهي که به آثار به جا مانده ز ويرانه خود مي نگرد
يا به شاخي که بر آن تا ديروز
عالمي داشت در آن لا نه خود مي نگرد
همچو آن مرغ دلم غمگين است
از تو اي دوست دلم چرکين است

 گر مرا درد دلي بود تو محرم بودي
آري اي دوست
تو تسکين من و جان پر از غم بودي
مي شدم سنگ صبورت گاهي
که تو غمگين بودي
با غم تو دلم از غصه پريشان ميشد
گر لبت مي خنديد

 لب من نيز ز لبخند تو خندان ميشد
معني دوستي از اول خلقت اين است
ولي اي دوست کنون
ازتو دلم چرکين است
يا ندانسته مرا محـرم خود مي خواندي
يا که دانسته ز صد طعنه مرا رنجاندي
هر چه ماندم خاموش
هـــــر چـه آمد به زبان تو ز جان کردم گوش
باز هم زهر زبان شرر انگيز ترا کردم نوش
باورم بود که زهر
با همه تلخي خود

 اگر از ساغر ياران باشد
بي گمان چون شکر شيرين است
ولي از تو دگر اي دوست دلم چرکين است
آنهمه لاف جوانمردي و همدردي کـو ؟
آنهمه دم زدن از معرفت و مردي کــو ؟
ما چه کرديم که رسواي ســـر بازاريم ؟
کي کسي ديده کله از سر کس بر داريم ؟
به که آمد بد ما ؟

 به کــــــه گفتيم کـه بالاي دو چشمت ابروست ؟
کي شنيدي تو ز ما غيبت هر دشمن و دوست ؟
تو بگــــو در نظرت رســــــم مروت اين است ؟
به خدا از تو دلم چرکين است .
خير خواهي تو ما را همه جا رسوا کرد
کار صد دشمن ما را
همه دلسوزي تو يکجا کرد

درد اين است که اينگونه چرا با ما کرد ؟
الغرض با دل ما دوستيت بد تا کرد
آفرين بر تو رفيق
چه بلائي به سرم آوردي
مرحبـــا لطف نمودي و محبت کردي
مزد يکرنگي ما را دادي

 اين مرام که و فرمان کدام آئين است ؟
از چه پيغمبر و مبعوث کدامين دين است ؟
به همان دين قسم
از تو دلم چرکين است .
واي بر آنکه از او رنجيدي
آنچه را خوش به مذاق تو نيامد

 زد و از او ديدي
هر کجا بنشستي
با نصيحت گونه
حرف خودرا زدي و بال و پرش را چيدي
خود چنان بنمودي
که بگويند دلش مي سوزد
با همان حالت دلسوزي خود
در دل آنکـــه ترا نشناسد

 تخم بد بيني و شک پا شيدي
آري اي يار شفيق
با همين شيوه ديرينه خود
کوس رسوائي ما را سر هر کوچه زدي
تو همه پيچ و خم اين ره بد را بلدي
آري اي دوست دگر جام دلت
پر ز شراب کين است

 از تو بگذار بگويم که دلم چرکين است
غصه ات غصه من
خانه ات خانـــه من
با تو يکرنگ چه کس ؟
ســــــاده همچون کف دست
جز دل عاشق و ديوانه من ؟
لا اقل با من افسرده بگو
تو چه ديدي از من ؟
يا چه کردم با تو ؟
از من اي دوست بگو

 چه جسارت ، چه خطائي ســـــر زد ؟
تا همان دست که صد بار فشردم آنرا
از قفا بر کمرم خنجر زد
چه خطائي کردم ؟
محرم راز تو غير از من ديوانه که بود ؟
يا بجز من به ره دوستيت
همقدم
همدم و مردانه که بود ؟

خود مگــــــــر کم ديدي ز کســــــان نامردي ؟
ز رفيقان دو رو چند ين بار ديد مت دلسردي ؟
حال در بهت و شگفتم که چرا ؟
آنچه آنان به تو کردند تو با ما کردي
با ز هم از ته دل ميگويم
خانه ات خانه من
خانه ام خانـه تو
غصه هايت غم من


 دوريت گــــــر چه مرا سنگين است
از تو شرمنده اگر ميگويم
چکنم دست خودم نيست دلم چرکين است


نويسنده: امین ×only مورخ: سه شنبه بیست و سوم تیر 1388 در ساعت: 2:27 قبل از ظهر
      |+|
برای تو....

 

برای تو....

 

 

تقدیم به امید زندگانی ام، تقدیم به شکوه شب و شکوه مهتاب، تقدیم به اشکهای سوزان روی کوه گونه هایت ، تقدیم به خنده های دلنشینت و نگاه های پنهانت .

تقدیم به تو ای خیال من                              ای آسمان قلبم و ای سرچشمه ی الهام من

                                        تقدیم به تو ای محبوب ترین قلبم.

تقدیم به تو که یادت از فکر من ، عشقت در قلب من ، و نگاهت همیشه در ذهن من ماندگار و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست .

میدانی که طاقت دوری از تو را ندارم ولی جدایی با تو را دوست دارم.

                                                       می دانی چرا؟

چون با اینکه جدایی از تو بسی برایم دشوار  است ولی در عین حال دلپذیر هم هست   ، زیرا به خاطر تو دلتنگی به سراغم می آید .

پس بدان که دل تنگی ها هم بخاطر تو دوست دارم و تو از حال من خبر نداری .

بنابراین:

              هر که می خواهد من و تو ما نشویم مرگش باد و خانه اش ویران.

ای عشق من ، ای عزیزترینم:

                چه خوب شد که به دنیا آمدی و چه خوب شد که دنیای من  شدی .     

 پس:    

        برای من بمان و بدان که هیچ چیز با ارزشتر از عشق نیست و بزرگترین ویژگی عشق بخشایش است.

بنابراین:

           قلبم را که لبریز از عشق است به تو تقدیم می کنم و سوگند می خورم که تا ابد :

 

                                 عاشقانه دوستت بدارم .

 amin

 


نويسنده: امین ×only مورخ: چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387 در ساعت: 8:27 بعد از ظهر
      |+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
http://www.118118.blogfa.com & http://www.118118.blogfa.com & http://www.118118.blogfa.com